صفحه اول > تحلیل بازار >

 

کارایی فنی ، تخصیصی و اقتصادی گندم کاران و عوامل موثر بر آن (قسمت دوم )

در ادامه بررسی مطالعات صورت گرفته در زمینه کارایی گندم کاران، مطالعات ذیل قابل توجه می باشند :

کریم کشته و مهری (1379) به بررسی کارایی های فنی ، تخصیصی و اقتصادی مزارع گندم در منطقه سیستان پرداخته اند. بدین منظور ، از روش های تابع تولید مرزی معین (COLS) و تابع تولید مرزی تصادفی (MLE) در تعیین کارایی فنی استفاده نموده اند.در ادامه پس از استخراج تابع هزینه مرزی تصادفی از تابع تولید مرزی تصادفی به تعیین کارایی های تخصیصی و اقتصادی پرداخته اند. نتایج نشان می دهد که کارایی فنی براوردی با استفاده از روشهای مرزی معین و مرزی تصادفی بترتیب مقادیر 50% و 62% را بخود اختصاص داده است. میانگین کارایی تخصیصی و اقتصادی گندمکاران بترتیب ، 63% و 38% بوده است. همچنین هیچیک از متغیرهای اجتماعی و اقتصادی بر کارایی بهره برداران تاثیر معنی داری نداشته است.

شجری (1381) به منظور تعیین تاثیر تعاونیهای تولید کشاورزی بر کارایی فنی گندم کاران استان فارس کارایی گندم کاران تحت پوشش تعاونی ها را با کارایی گندم کارانی که تحت پوشش تعاونی های تولید نیستند مقایسه نموده تا از این طریق درجه موفقیت یا عدم موفقیت تعاونی های تولید را بدست اورد. نتایج نشان داد که متغیر مربوطه به عضویت کشاورز در تعاونی تولید کشاورزی بر کارایی انها در تولید گندم موثر نبوده است. نتایج حاکی از ان است که میانگین کارایی فنی گندم کاران در این استان بیش از 70% می باشد. همچنین دامنه کارایی فنی در مناطق مذکور بالا بوده است.

ساین (1992) به مطالعه کارایی فنی و اقتصادی تولید گندم در پنجاب مرکزی پرداخته است. نتایج نشان می دهد که از نظر سطح کاربرد تکنولوژی گروه های مورد مطالعه مشابه یگدیگرند. اضافه بر ان با وجود انکه از نظر استفاده از بیشتر نهاده ها در گروه های مختلف کارایی وجود دارد اما در مزارع کوچک و متوسط در زمینه استفاده از کود ازته ، در مزارع متوسط در زمینه استفاده از اب و علف کش ها و در مزارع بزرگ در زمینه استفاده از ماشین الات کشاورزی از نظر اقتصادی کارایی وجود ندارد.

باتیس و همکاران (1996) به تعیین کارایی فنی گندم کاران در چهار منطقه کشور پاکستان پرداخته اند. بدین منظور از تابع مرزی تصادفی استفاده شده است. نتایج حاکی از ان است که در طول زمان تفاوت قابل ملاحظه ای در کارایی فنی گندم کاران وجود ندارد. همچنین اختلاف بین کارایی مزارع گندم در مناطق مورد مطالعه معنی دار نمی باشد.

ترکمانی و هارداکر (1996) کارایی اقتصادی کشاورزان منطقه رامجرد فارس را مورد مطالعه قرار داده اند. بدین منظور از مدل برنامه ریزی تصادفی مرحله ای (DSP) و حداکثر نمودن تابع مطلوبیت استفاده شده است. نتایج نشان میدهد که کارایی اقتصادی و فنی در مزارع متوسط بیش از مزراع کوچک و در مزارع کوچک بیش از مزارع بزرگ است اما کارایی تخصیصی مزارع بزرگ بیش ازمزارع متوسط و مزارع متوسط بیش از مزارع کوچک بدست امده است.

تادس و کریشنامورثی (1997) در بخشی از مطالعه خود به براورد کارایی فنی کشاورزان تامیل نادوی هند پرداخته اند.بدین منظور از روش تابع تولید مرزی تصادفی استفاده شده است . نتایج نشان مید هد که متوسط کارایی فنی این کشاورزان 83% بوده است و بر این اساس درمجموع می توان کارایی انها را به میزان 13 درصد بهبود بخشید.

شیروانیان و محمد زاد (1384) در تحقیقی با عنوان " تعیین کارایی فنی ، تخصیصی و اقتصادی گندم کاران و

عوامل موثر بر ان در اقلیم گرم کشور با توجه به رقم غالب در این اقلیم" شهرستان داراب و در ان شهرستان،

گندم رقم چمران را انتخاب نموده و با تکمیل اطلاعات 73 پرسشنامه توابع تولید مرزی تصادفی و تابع هزینه

مرزی کشاورزان گندم کار رقم چمران را تخمین زده اند. نتایج این مطالعه حاکی از ان است که میانگین کارایی

های فنی ، تخصیصی و اقتصادی گندم کاران مطالعه بترتیب 17/73 ، 45/35، 94/25 درصد بوده است. علاوه بر

ان دامنه کارایی های یاد شده بترتیب ، 1/83، 98/65، 64/28 درصد می باشد. از طرف دیگر نتایج بیانگر ان

است که مقدار کل زمین زارعین و مالکیت منبع اب ابیاری تاثیر منفی و مالکیت ماشین الات و ادوات

کشاورزی تاثیر مثبت بر کارایی فنی گندم کاران دارند. همچنین مقدار کل زمین بهره بردار و مالکیت منبع اب 

ابیاری تاثیر مثبت بر کارایی تخصیصی گندم کاران و مالکیت ماشین الات و ادوات کشاورزی و تعداد دفعات

مصرف علف کش تاثیر منفی بر این کارایی دارد. علاوه بر ان تعداد دفعات مصرف علفکش ، دریافت وام و

عضویت در تعاونی تولید دارای تاثیر منفی برکارایی اقتصادی گندم کاران بوده است.