صفحه اول > تحلیل بازار >

 

بررسي و تحليل

خودمصرفي و خودعرضه­اي گندم(الزامات تحقيقي)

ضرورت انجام تحقيق :

با توجه به نقش حياتي و استراتژيک محصول گندم در نظام توليدي و مصرفي کشور و رسالت سنگين پيشبرد اهداف توسعه ملي و رفع مشکلات يکي از نيازهاي اساسي جامعه ، اهميت و لزوم برنامه‌ريزي مطلوب در راستاي کشاورزي تجاري و استفاده بهينه از منابع و عوامل توليد و بازنگري در برنامه‌هاي قبلي لازم و مشخص مي‌نمايد. جهت سياستگذاري در اقتصاد کلان بخش کشاورزي و مهمترين زير مجموعه ان يعني گندم ، دانستن نرخ خودمصرفي و خودعرضه­اي (که ما را در تعيين ميزان توليد و ميزان ارزش بازاري محصول گندم ياري مي کند) و وجود آمار و اطلاعات دقيق در اين زمينه در کنار ساير مراحل اعم از مرحله کاشت تا بازاريابي محصول گندم بسيار حائز اهميت است، چراکه آمار و اطلاعات صحيح و به هنگام يكي از اركان مهم تصميم‌گيريها و سياستگزاري‌ها قلمداد مي‌گردد و بعنوان زيربناي كليه جريانات مربوط به توليد، توسعه و برنامه‌ريزي، فقدان آن تنظيم هيچ برنامه‌ مفيدي را ميسر نخواهد کرد.

اکنون که وزارت جهاد کشاورزي در قالب طرحهاي مختلف تمامي مراحل توليد گندم( اعم از کاشت ، داشت و برداشت ) و قسمتي از مرحله بازاريابي گندم را تحت کنترل خود دارد تنها خلا ناشي از نبود اطلاعات دقيق در مورد خودمصرفي و خودعرضه­اي اين محصول باعث شده است که توان برنامه ريزي دقيق تر و مثمر ثمرتر وجود نداشته باشد. بهر حال هر دولتي که در صدد باشد کشاورزي سنتي­اش را دگرگون کند بايد بداند که علاوه بر انطباق ساخت کشاورزي در پاسخ به تقاضاي توليد بيشتر، تغييرات عميقي که در کل ساخت اقتصادي، اجتماعي و نهادي جوامع روستايي تاثير گذارد، اغلب ضروري خواهد بود. بدون چنين تغييراتي توسعه کشاورزي يا هيچگاه شروع نخواهد شد و يا به احتمال زياد صرفا شکاف قابل ملاحظه بين معدودي زمين دار بزرگ ثروتمند و توده هاي زارعين مستاجر فقير ، خرده مالکان و کارگران بي زمين را وسيعتر خواهد کرد. از اين روست که برخي از کشورهاي درحال توسعه­اي که دغدغه توسعه متوازن و همپاي بخش کشاورزي باديگر بخش هاي اقتصادي را در سر دارند مقوله خودمصرفي و خودعرضه­اي را در اين بخش مورد توجه قرار داده­اند. تحقيقاتي که در کشورهاي هند، مکزيک ، چين ، روماني ، ويتنام و حتي افغانستان (توسط سازمان خواروبار و کشاورزي سازمان ملل) صورت گرفته است گواهي بر اين موضوع است.

نتايج تحقيقات مذکور نشان داده است که در بيشتر کشورهاي درحال توسعه بحث خودمصرفي و خودعرضه­اي مطرح مي باشد و بطور مثال در کشور مکزيک محصول ذرت ( که از ارزش و اهميتي همپاي گندم در ايران براي اين کشور برخوردار است )با خودمصرفي و خودعرضه­اي شديدي روبروست. مکزيک در سال 1999  بالغ بر 4 ميليون کشاورز خودمصرف داشته است که 90 درصد از آنها براي خود مصرفي توليد مي نمودند و تنها 40 درصد از کل توليد کشاورزي در بازارهاي داخلي  و خارجي اين کشور مبادله شده است.

همچنين مطالعات در کشور روماني حاکي از سهم بالاي خودمصرفي و خودعرضه­اي در توليدات کشاورزي اين کشور است. در روماني ميزان خود مصرفي در تمامي محصولات کشاورزي بالاست و بيشتر از 50 درصد تخمين زده مي شود.  کشاورزان رومانيايي 68-51 درصد گندم، 74-56 درصد ذرت، 72-65 درصد شير گاو، 75-62 درصد تخم مرغ، 88-84 درصد از طيور توليدي خود را بصورت خودمصرفي و خود­عرضه­اي استفاده مي کنند.

محققان ويتنامي ميزان خودمصرفي و خودعرضه­اي کشاورزي کشورشان را در سال  1998 به ميزان 25 درصد از کل توليد روستايي اعلام کردند و مطالعات فائو در کشور افغانستان نشان داد که 53 درصد از گندم اين کشور بصورت خود مصرفي و خودعرضه­اي استفاده مي شود.

لازم به ذکر است تا کنون تحقيقي در زمينه خودمصرفي و خودعرضه­اي گندم در سطح ملي در ايران صورت نگرفته است و اندک مطالعات موردي نيز تنها به بيان وجود اين مساله پرداخته­اند!

اين در حالي است که بنابر مفاد تفاهم نامه وزارت جهاد کشاورزي با سازمان مديريت و برنامه ريزي اين مساله بايد در قالب طرح تحقيقي بررسي شود اما تا کنون اين مهم رخ نداده است.

ادامه دارد......