صفحه اول > تحلیل بازار >گندم،امنیت غذایی

 

گندم، امنيت غذايي

انسان موجودي سراسر نياز است. نيازهاي بيشماري که برخي فطري و برخي غير فطري هستند.

«آبراهام مازلو» از روانشناساني است كه در زمينة نيازها و شرايط رشد و شكوفائي انساني

مطالعات فراواني را انجام داده است. نظريه « مازلو » در زمنيه روان شناسي شخصيت نظريه اي

ارگانيسمي است. از نظر وي انسان واحد كاملي است كه داراي طبيعتي خاص خود مي باشد و

مباني رواني او را مانند ساختمان بدني مي توان مورد بحث قرار داد. به عقيده «مازلو» نيازها و

استعدادهاي انسان پايه زيستي دارند، پاره اي از آنها مشترك ميان همه افراد بشر هستند و پاره اي

ديگر فردي هستند. اين نيازها موجب انگيزش هستند. وي سلسله مراتبي از نيازها را در انسان ذكر

مي كند. در اين سلسله مراتب، نيازهاي زيستي و فيزيولوژيك مقدم بر نيازهاي ديگر هستند و

نيازهاي بالاتر، بر اين نيازهاي بنيادين استوار هستند. نيازهاي فيزيولوژيك نيازهايي هستند كه در

قاعده هرم قرار داشته و عدم ارضاي آنها مي تواند براي هستي بشر خطرناك باشد. براي اينكه

انسان به سمت نيازهاي والاتر حركت كند، برطرف شدن نسبي نيازهاي فيزيولوژيك لازم است. اين

نيازها عبارتند از نياز به غذا، آب، اكسيژن. در نظريه «مازلو» طبقه دوم نياز به امنيت است كه جايگاه

پر اهميتي را دارد و برطرف كردن نياز ايمني در تمامي ابعاد آن، حائز اهميت است. شخص براي اينكه

به سمت نيازهاي بالاتر حركت كند بايد تا اندازه اي از احساس امنيت برخوردار باشد وقتي شخص تا

اندازه اي از لحاظ برطرف شدن نيازهاي فيزيولوژيك مطمئن شد و در جايگاه امني قرار گرفت مي تواند

نيازهاي بالاتر را تجربه و سعي كند كه آنها را برطرف و به سمت خود شكوفايي، كه در قله هرم

است، بشتابد.

نياز به غذا از جمله نيازهاي فيزيولوژيک انسان است که نبود آن هستي بشر را به خطر مي اندازد. اين نياز تا

زماني که انسان زنده باشد ادامه دارد. اما اولين و بهترين غذايي که براي انسان شناسايي شده است نان و

فراورده هايي است که از محصول گندم توليد مي شوند. در سراسر جهان گندم به عنوان حياتي ترين محصول

کشاورزي مطرح مي باشد و مردم تمام دنيا روزانه به اندازه نياز خود از ان استفاده مي کنند. اگرچه به دليل

تفاوتهاي فرهنگي و اقتصادي ميزان استفاده از گندم در کشورهاي مختلف متفاوت است اما بهر حال اصل

استفاده از گندم به عنوان يک ماده اصلي غذايي در تمام جهان برقرار است. بنابراين اهميت گندم بر هيچ

کس پوشيده نيست و تمامي صاحبنظران در اين مساله متفقند که استراتژيک ترين محصول کشاورزي گندم

مي باشد. از اين گذشته، گندم در کشور ايران از اهميت به مراتب بالاتري برخوردار است چرا که ايرانيان اگرچه

تنها يک درصد از جمعيت جهان را تشکيل مي دهند اما 5/2 درصد از کل گندم جهان را مصرف مي کنند.

بنابراين نياز به گندم در ايران يک نياز اساسي و بسيار مهم تلقي مي شود.

اما همانطور که ذکر شد مرحله بعدي نيازهاي انساني، نياز به امنيت مي باشد. امنيت را مي توان

از منظرهاي مختلفي مورد توجه قرار داد. اولين بعد امنيت، به امنيت جاني انسان بر مي گردد که در

همين ارتباط يکي از مهمترين وجوه امنيت انساني بنام امنيت غذايي نمايانگر مي شود. نبود امنيت

غذايي يعني نبود امنيت براي انسان و نبود امنيت براي انسان يعني وجود سدي بزرگ در راه

دستيابي به مراحل بعدي پيشرفت و ترقي انسان. امنيت غذايي مقوله اي است که هر دو طبقه پايه

اي هرم مازلو را در بر مي گيرد چون از يک طرف غذا را مورد توجه قرار داده و از طرف ديگر به مساله

امنيت مي پردازد. از اين روست که امروزه بحث امنيت غذايي به يکي از مهمترين مباحث همه

کشورهاي جهان اعم از ثروتمند و فقير تبديل شده است. حتي ثروتمندترين کشورهاي جهان نظير

امريکا نيز نگران امنيت غذايي خود هستند و بارزترين فعاليت امريکا در اين زمينه تشکيل انجمن هاي

امنيت غذايي بعد از حادثه 11 سپتامبر در اين کشور است که بطور نمونه مي توان فعالان سايت www.foodsecurity.com را نام برد.

بحث امنيت غذايي در ادبيات اقتصادي به طرف تقاضا مربوط مي شود(Sen,1979)و تعاريف اصلي آن بر اساس « مصرف کافي از غذا » پايه گذاري شده است(World Bank ,1986; Summer, 2000; Barret , 2002). دانشمندان علم اقتصاد تعاريف گوناگوني براي امنيت غذايي ارائه کرده اند که از آن جمله مي توان به تعريف ذيل اشاره کرد:

امنيت غذايي مي تواند به عنوان وضعيتي تعريف شود که در آن همه خانواده ها هم از نظر فيزيکي و هم از نظر اقتصادي به مقدار کافي غذا براي همه اعضا در دسترس داشته باشند و در خطر از دست دادن سطح دسترسي خود نيز نباشند(Ohga,1998).

کشورهاي مختلف براي دستيابي به امنيت غذايي از تدابير گسترده اي استفاده مي کنند. برخي از

کشورها سعي مي کنند در توليد محصولات اساسي و استراتژيک خودکفا شوند مثل ايران و کره

جنوبي  در توليد گندم و هند در ساير محصولات؛ برخي از کشورها سعي مي کنند با اعمال تعرفه

هاي وارداتي و ممنوعيت هاي صادراتي محصولات مختلف، اين مهم را به انجام برسانند که از آن

جمله مي توان ايران ( گندم ) ، کره ( گندم، برنج )، ژاپن ( برنج ) را نام برد. همچنين برخي از

کشورها اقدام به ذخيره گسترده محصولات اساسي مي نمايند که از آن جمله مي توان به امريکا

اشاره کرد. بحث امنيت غذايي براي برخي از کشورها آنچنان اهميت دارد که باعث شده است آنها

در قالب مذاکرات سازمان تجارت جهاني (WTO) نيز اين مساله را پيگيري نمايند که از آن جمله مي

توان به کشورهاي هند و کره جنوبي اشاره کرد که موفق به گنجاندن مباحث امنيت غذايي در

مراودات تجاري خود با ديگر کشورها، از طريق توافقنامه هاي سازمان تجارت جهاني شده اند(Seung,2001).

اين در حالي است که بحث امنيت غذايي علاوه بر ميزان توليد داخلي با مقوله هايي از جمله قدرت

اقتصادي ، قدرت سياسي ، قدرت نظامي نيز در ارتباط تنگاتنگي مي باشد و هرچه کشوري از قدرت

بيشتري برخوردار باشد بيشتر قادر به تامين امنيت غذايي خود خواهد بود و در همين راستا هر چه

کشوري قدرتمند تر باشد بيشتر قادر به تحديد امنيت غذايي ديگران خواهد بود.

گندم از جمله محصولاتي است که در جهان عرضه کنندگان محدودي دارد. در واقع عرضه کنندگان

گندم در جهان کمتر از تعداد انگشتان دست مي باشند و اين يکي از مسائل مطرح در امنيت غذايي

مي باشد که تحت عنوان تعدد عرضه کنندگان شناخته مي شود. دومين خصوصيت گندم در بازار

جهاني اين است که صادر کنندگان گندم عمدتا از کشورهاي ثروتمند و پيشرفته جهان مي باشند (

بجز چند کشور که اخيرا به خيل صادر کنندگان پيوسته اند ) که با تسلط بر اقتصاد جهان تسلط کافي

و دلخواه بر تجارت اين محصول دارند. خصوصيت ديگر بازار گندم اين است که کشورهاي صادر کننده

عمدتا از کشورهاي با قدرت سياسي و نظامي بسيار بالا هستند و قادرند در جهت اهداف خود از

اين مساله نيز بهره ببرند. در نهايت مي توان نوسان توليد اين محصول در سطح جهاني را نيز از ديگر

خصوصيات مهم آن ذکر کرد، چراکه با کاهش توليد گندم در کشورهاي صادر کننده، اين کشورها

صادرات را کاهش مي دهند و گاهي قطع مي نمايند.

صرفنظر از ابعاد جهاني قضيه ، بحث امنيت غذايي در ايران رابطه تنگاتنگي با محصول گندم دارد

چراکه همانطور که ذکر شد گندم در سبد غذايي ايرانيان جايگاه خاصي دارد و ما ايرانيان تا 5/2 برابر

ديگران از اين محصول استفاده مي کنيم. بنابراين در صورتي که بخواهيم محصولات کشاورزي را از

نظر درجه اهميت در بحث امنيت غذايي طبقه بندي نماييم مهم ترين و اولين جايگاه بايد به محصول

گندم اختصاص داده شود. علاوه بر حساسيت هاي جهاني که ذکر آن رفت ، در ارتباط با کشور ايران

حساسيت هاي خاص ديگري نيز وجود دارد. کشورهاي صادر کننده گندم در جهان که امريکا ،

استراليا ، کانادا ، انگليس ، فرانسه ، آرژانتين و روسيه را مي توان به عنوان مهم ترين آنها نام برد از

کشورهايي هستند که به دلايل متعدد و در بازه اي متفاوت اختلافات سياسي گسترده اي را با ايران

دارند. اين اختلافات به قطع کامل روابط سياسي و اقتصادي با آمريکا منجر شده است و روابط ايران با

کشورهاي اروپايي مثل انگليس و فرانسه را در مقاطعي تا سر حد قطع کامل پيش برده است ،

همچنين باعث شده است در مقاطعي تنش هايي با کانادا و استراليا و حتي آرژانتين بوجود آيد که

همه اين موارد حاکي از آسيب پذيري روابط ايران با اين کشورها دارد. آمريکا به عنوان کشوري که از

هر گونه حربه اي عليه ايران استفاده مي کند تا ايران منعطف تر گردد، نه تنها خود از ايجاد رابطه با

ايران اجتناب مي کند بلکه از ديگر کشورها نيز مي خواهد که از رابطه با ايران اجتناب ورزند و حتي در

برخي موارد مجازات هايي براي فعالان اقتصادي خارجي با کشور ايران وضع نموده است. در چنين

شرايطي وابستگي ايران به اين کشورها از ديد هر کارشناسي، امري نامعقول به نظر مي رسد.

ممکن است برخي از کارشناسان تجارت آزاد در جهان را نافي اين خطر بدانند اما بايد به اين مساله

توجه کرد که ايران هنوز به جرگه کشورهايي که در قالب سازمان تجارت جهاني به تجارت آزاد

مشغولند نپيوسته است و از طرفي قوانين تجارت آزاد تنها در شرايطي که از نظر سياسي مشکل

خاصي وجود نداشته باشد صدق مي کند. تجربه نيز نشان مي دهد که کشورهاي صادر کننده اين

محصول استراتژيک، بارها در جهت اهداف خود از آن استفاده نموده اند و بارها نيز از صادرات اين

محصول خودداري کرده اند که از آن جمله مي توان به قطع صادرات گندم به برخي از کشورهاي عربي

در زمان جنگ اعراب و اسرائيل توسط آمريکا اشاره کرد. همچنين در اوايل دهه هفتاد (1970s) برخي

از صادر کنندگان گندم از جمله آمريکا صادرات غلات بويژه گندم و سويا را ممنوع کردند تا بتوانند بازار

داخلي خود را تامين نمايند. در سال 2002 کشور کانادا که از خشکسالي آسيب ديده بود صادرات

گندم را محدود کرد تا نياز داخلي خود را تامين نمايد؛ دو ماه بعد از آن کشور استراليا نيز اعلام کرد به

دليل کاهش توليد، صادرات گندم به برخي از مشتريان قديمي خود را قطع خواهد کرد. در اواسط

سال 2003 کشورهاي عضو اتحاديه اروپا اعلام کردند براي چند ماه از صادرات غلات بويژه گندم

جلوگيري خواهند کرد و بالاخره در ژآنويه سال 2004 روسيه ماليات هاي صادراتي بر روي گندم وضع

کرد تا بتواند از صادرات آن جلوگيري نمايد(Lester Brown,2004). کارشناسان عنوان مي کنند يکي از

دلايل همکاري استراليا با امريکا در جنگ با عراق نيز مساله سهم صادراتي گندم استراليا در بازار

عراق بوده است؛ چنانچه بعدها نيز اين مساله مشخص شد و امروز بازار گندم عراق بين آمريکا و

استراليا تقسيم شده است. قابل ذکر است که در همين ارتباط، آمريکا قرارداد تجارت آزاد محصولات

کشاورزي که انتقادات گسترده اي را در اين کشور به همراه داشت به عنوان امتيازي در مقابل

همکاري استراليا در جنگ با عراق با اين کشور به امضا رساند.

اقتصاد دانان کره اي اخيرا در تحقيقات خود متوجه وابستگي شديد کشورشان به محصولات

کشاورزي آمريکا شده اند و در اين مورد به دولتمردان اين کشور هشدار داده اند. محققان کره اي

دريافتند که 70 درصد از مواد غذايي مورد نياز خود را از تعداد معدودي صادر کننده تامين مي کنند. کره

در محصولات اصلي گندم و ذرت تنها يک درصد خودکفايي دارد و عمدتا اين محصولات را از آمريکا،

استراليا و چين وارد مي نمايد(Seung,2001). مجموع موارد ذکر شده امنيت غذايي کره جنوبي را به

چند صادر کننده محدود نموده است که اين مساله مي تواند براي يک کشور بسيار خطرناک باشد

چراکه بنابر تعريف امنيت غذايي حتي اگر از نظر اقتصادي کشوري به مواد غذايي خود دسترسي

داشته باشد از نظر فيزيکي در چنين شرايطي تضميني براي دسترسي وجود ندارد و از طرف ديگر

بنابر همان تعريف، امنيت غذايي موقعي حاصل مي شود که سطح دسترسي اقتصادي و فيزيکي نيز

ادامه داشته باشد و خطري آن را تحديد نکند که وقتي کشوري 99 درصد از نياز خود را از يک يا دو

کشور صادر کننده تامين مي کند اين مساله نيز بسيار قابل تامل است.

منابع

1-    Barrett, C. Food security and food assistance program. In Handbook of Agricultural Economics. (2002), 2-95.

2-    Lester Brown, www.foodsecurity.com , 2004.

3-    Ohga, K. World Food Security and Agricultural Trade, Paper Presented in OECD Workshop, (1998).

4-    Poverty and Hunger: Issues and Options for Food Security in Developing Countries. World Bank, Washington D.C., 1986.

5-    Sen, A. Famine. World Development 8(1979), 613-621.

6-    Seung, R.Y. Exporter’s Market Power in Agricultural Import Markets in Korea. Presentation for Selected Paper Session in American Agricultural Economics Association, 2001.

7-    Summer, D.A. Agriculture trade policy and food security. Quaternary Journal of International Agriculture 39, 4 (2000), 395-409