|
صفحه اول > تحلیل بازار > |
|
افزايش قيمت انرژي (نفت) و تاثير آن بر توليد گندم(3) افزايش هزينه انرژي اثرات مستقيمي بر جوامع روستايي دارد ... افزايش هزينه هاي مواد نفتي و گاز طبيعي بطور مستقيم جوامع روستايي و ساکنان روستاها را به واسطه افزايش هزينه هاي حمل و نقل و همچنين هزينه هاي گرماسازي محيط زندگي و کار انها تحت تاثير قرار مي دهد. اثر ثانويه افزايش هزينه هاي سوخت کاهش ميزان فعاليت هاي توريستي در نواحي روستايي و خوش اب و هوا است که خصوصا اين مساله در مورد مناطقي روستايي که از مراکز اشتغال و خدمات عمده دورتر هستند بيشتر مطرح مي باشد و در نتيجه کاهش درامد تجاري کساني که اين خدمات را به افراد ارائه مي کنند را نيز در پي خواهد داشت. خانوارهاي روستايي : به دليل هزينه هاي بالاتر حمل و نقل شخصي ، خانوارهاي روستايي احتمالا بيشتر از خانوارهاي شهري افزايش قيمت هاي مواد نفتي را احساس مي کنند. ساکنين روستاها وابستگي بيشتري به ماشين ها ، تراکتورها و همچنين وسايل حمل و نقل عمومي دارند و از اين روست که در امريکا ساکنين روستاها هر سال به ازاي هر خانوار 17 درصد بيشتر از ساکنين شهر ها مسافت طي مي کنند. بنابر امار مرکز امار امريکا، کمتر از 1 درصد افراد ساکن در شهرهاي غير عمده از وسايل حمل و نقل عمومي استفاده مي کنند که در مقايسه با 6 درصد از ساکنين شهرهاي بزرگ ، قابل توجه است. بعلاوه رانندگان روستايي احتمالا بيشتر از ساکنان شهر هاي بزرگ از حمل و نقل خصوصي و بخصوص تراکتور استفاده مي کنند که اين مساله بعنوان ديگر عامل افزايش هزينه هاي سوخت براي روستاييان مطرح مي باشد. تخمين هاي صورت گرفته در امارگيري هاي اخير در امريکا نشان داده است که بطور متوسط خانوارهاي روستايي که حداقل يک راننده داشته اند در سال 2006 نسبت به سال 2004 در حدود 30 درصد بيشتر روي سوخت هزينه کرده اند مگر اينکه در الگوي رانندگي خود تغييراتي داده باشند. به دليل اينکه خانوارهاي شهري کمتر رانندگي مي کنند و احتمالا کمتر از تراکتورهاي کوچک استفاده مي کنند هزينه هاي سوخت انها 680 دلار افزايش پيدا مي کنند که در مقايسه با 850 دلار براي رانندگان مناطق غير عمده کمتر است. اين درحالي است که مساله فقر مزمن جوامع روستايي نيز با افزايش هزينه هاي انرژي شرايط بدتري پيدا خواهد کرد. در سال 2004 آستانه فقر براي يک خانوار چهار نفره امريکايي برابر 157/19 دلار بوده است. با فرض اينکه سطح رانندگي انها برابر متوسط جوامع روستايي باشد ، افزايش طرح ريزي شده در هزينه هاي سوخت خانوار، نماينده 4 درصد از درامد انها خواهد بود. در حاليکه خانواده هاي فقير احتمالا نتوانند همانند ديگر خانواده ها رانندگي کنند مي دانيم که کارگران در محله هاي فقير نشين براي رسيدن به محل کارشان به حمل و نقل طولاني تر گرايش دارند ( 25 دقيقه ) در مقايسه با کارگراني که در ديگر مناطق روستايي سکونت دارند (21 دقيقه). طي سالهاي 1990 تا 2000 مسافرت به مناطق حومه و روستاها در کشور امريکا تا 24 درصد افزايش پيدا کرده بود که يک دوره کاهش فقر را در پي داشت. سازگار شدن با مساله افزايش قيمت سوخت در محله هاي فقير نشين احتمالا سخت خواهد بود زيرا ساکنين اين مناطق قبلا بيشتر از وسايل نقليه يکديگر استفاده مي کردند (17 درصد ) تا کارگران در مناطق غير عمده و مهم( 13 درصد )، و حمل و نقل عمومي نيز همانند مناطق غير عمده واقعا موجود نيست. هزينه هاي گرماسازي محيط زندگي همچنين از اين مساله تاثير خواهد پذيرفت که با توجه به نوع منطقه متفاوت است اما ايا ساکنان مناطق روستايي و شهري به يک اندازه تاثير خواهند گرفت؟ ساکنان روستاها به ميزان بيشتري نسبت به ساکنان شهرها مواد نفتي استفاده مي کنند زيرا دسترسي محدود انها به گاز طبيعي باعث اين مساله است. قيمت مشتقات نفتي از قيمت نفت خام پيروي مي کنند و انتظار مي رود بين سال 2006 تا 2007 مقداري کاهش داشته باشند. هر دوي ساکنان شهر و روستا بر استفاده از انرژي الکتريسيته تکيه کرده اند که بنظر نمي رسد با توجه به افزايش قيمت سوخت قيمت ان تغيير زيادي بکند و ساکنان شهري 25 درصد بيشتر از ساکنان روستايي از گاز طبيعي استفاده مي کنند و قيمت گاز طبيعي انتظار مي رود افزايش داشته باشد. بنابراين در نهايت انتظار مي رود ساکنان مناطق شهري احتمالا هزينه بيشتري نسبت به مناطق روستايي در ارتباط با گرماسازي محيط زندگي و کار خود روبرو باشند. افزايش هزينه انرژي اثرات غير مستقيم نيز بر جوامع روستايي دارد ... جوامع روستايي بطور افزايشي وابسته به توريسم ، مالکان خانه هاي دوم ، بازنشسته هاي مهاجرت کرده و توانايي افراد براي رفت و امد مسافت طولاني براي کار از مناطق روستايي که داراي شهرت و مطلوبيت هستند، مي باشند. افزايش قابل توجه در هزينه هاي حمل و نقل احتمالا اين فعاليت ها را کاهش خواهد داد بخصوص در مناطق روستايي که از شهرهاي اصلي نسبتا دور هستند و همچنين اين مساله رشد مناطق روستايي را کند خواهد کرد و شايد روستا بسوي کاهش شغل و جمعيت روبرو شود. درامدهاي ناشي از صنايع تفريحي بطور قابل توجهي رشد سريعتري از درامدهاي مناطق روستايي داشته است. همچنين مناطق تفريحي بطور کلي با نرخ بيشتري نسبت به ديگر مناطق سود عايد مردم خود مي کنند. اين فوايد بخصوص در مناطقي قابل توجه است که به مناطق شهري مهم نزديک نيستند. در سال هاي 2004-2000 مناطق تفريحي تنها نوع از انواع مناطق غير نزديک به مناطق عمده شهري بودند که براي مردم خود فوايد قابل توجهي داشتند. همراه با نرخ رشد بالا ، اشتغال سازنده در اين مناطق فراوان بود. علاوه بر ان ، اين مناطق کارفرماهاي اقتصادي سرمايه گذار و بازنشستگاني را که درامدهايشان از طريق انواع ديگر از تجارت ها يا سرمايه گذاريها بدست امده بود را همانند توريست ها جذب کرده بودند. در حاليکه سخت است که تعيين کنيم اثر افزايش قيمت انرژي بر روند اين قضيه چگونه خواهد بود اما بطور معني داري افزايش يافتن هزينه هاي حمل و نقل ممکن است برخي از اين الگوهاي رشد را با سستي روبرو کند. رابطه جايگزيني ممکن است پيش آيد خانوارهاي روستايي و کشاورزان ممکن است براي سازگاري با افزايش قيمت انرژي به جايگزيني هاي مهمي نياز پيدا کنند. کشاورزان احتمالا نياز پيدا مي کنند محصولاتي را توليد کنند که انرژي کمتري استفاده کنند. هزينه بالاي سوخت ممکن است همچنين سبب شود بيشتر کشاورزان فعاليت هاي کشاورزيشان را با استفاده کمتر از سوخت سازگار نمايند. و از انجاييکه کشاورزي بعنوان تنها منبع درامد خانوار مطرح مي باشد اعضاي اضافي خانوارهاي کشاورزي احتمالا بدنبال اشتغال خارج از کشاورزي خواهند بود. به دليل گران شدن هزينه حمل و نقل جوامع روستايي ممکن است در الگوهاي تصفيه پرداخت هاي خود نيز تغييراتي را ايجاد کنند بخصوص در مناطق درو افتاده روستايي. الگوهاي رفت و امد مکرر به روستا ها نيز ممکن است با توجه به نوع وسيله نقليه مورد استفاده و فاصله اي که افراد براي کار طي مي کنند ( برخي مي توانند نزديک به محل کار خود باشند که معمولا در مناطق شهري بيشتر اينطور است ) تغيير کند. با استفاده بيشتر از کامپيوتر و اينترنت در مناطق روستايي بيشتر کارگران روستايي ممکن است بدنبال کاري باشند که بتوانند حداقل قسمتي از هفته را در خانه کار کنند. بعلاوه افزايش قيمت هاي انرژي احتمالا در اينده تقاضا براي انرژي هايي که محيط زيست را کمتر الوده مي کنند افزايش يابد، همانند انهاييکه بخش کشاورزي ممکن است از ان سود کند و نقش کليدي در ان ايفا نمايد. بهر حال اماري هم اکنون در دست نيست که از تحليل اقتصادي جامعي در ارتباط با اين اثرات حمايت کند. برخي از بينش ها و نظرات در قالب پروژه هاي وزارت کشاورزي امريکا تا سال 2015 ارائه شده است که افزايش در تقاضاي ذرت براي بيوانرژي و پيش بيني هاي قيمت انرژي هاي ترکيبي را در هزينه توليد همه کشورها را مي توان نام برد. وزارت کشاورزي امريکا براي اينده ذرت پيش بيني کرده است ذرت مورد استفاده براي توليد الکل (بعنوان نوعي سوخت ) درايالات متحده امريکا تا سال 2016-2015 دو برابر خواهد شد که اين افزايش منعکس کننده برنامه سوخت تجديدپذير مي باشد که در قالب قانون سياست انرژي سال 2005 امريکا طرح ريزي شده است و افزايش مداوم قيمت هاي نفت خام انگيزه اقتصادي اين مساله را نيز افزايش داده است. اکنون با توجه به تمامي اثراتي که افزايش قيمت انرژي در سطح جهان و بخصوص در ارتباط با اقتصادهاي کشاورزي مهم جهان بر جاي مي گذارد بنظر مي رسد توليد محصول استراتژيک گندم بشدت از اين مساله تاثير بپذيرد و با تغيير در الگوي توليد ان در بسيار از کشورها ميزان توليد ، تجارت و قيمت ان نيز از نوسان قابل توجهي برخوردار شود که قادر است بسياري از معادلات تجاري و سياسي جهان را نيز متاثر سازد. ادامه دارد ....
|