صفحه اول > تحلیل بازار >

 

افزايش قيمت انرژي (نفت) و تاثير آن بر توليد گندم(2)

افزايش قيمت انرژي محصولات پنبه و سويا را نسبت به ديگر محصولات جذاب تر مي نمايد و اين مساله ناشي از سهم انرژي در کل هزينه هاي عملياتي اين محصولات است. در کشور امريکا هزينه هاي نهاده انرژي به ازاي هر ايکر(جريب ) براي سويا در پايين ترين حد خود قرار دارد (  18 دلار )، که 22 درصد از کل هزينه هاي عملياتي اين محصول را در سال 2004 در بر داشته است. اين درحالي است که هزينه نهاده انرژي براي محصول پنبه 64 دلار به ازاي هر ايکر (جريب )  مي باشد که از جمله بالاترين ها ( از نظر مصرف ) در ميان محصولات کشاورزي عمده بوده است؛ با اينحال تنها 20 درصد از کل هزينه هاي عملياتي آن را تشکيل داده است. از اين رو در مناطق کشاورزي آنجاهاييکه غلات خوراک دام و گندم با محصول سويا بر سر سطح زير کشت رقابت مي کنند قيمت هاي بالاتر انرژي ممکن است سبب شود توليد به سمت محصول سويا سوق پيدا نمايد.

تفاوتها در توزيع منطقه اي هزينه هاي نهاده انرژي بحث مي کند که تغييرات در قيمت هاي انرژي، بيشتر توليد کنندگاني را تحت تاثير قرار مي دهد که در نواحي هستند که ابياري براي توليد محصول قابل صرفنظر کردن نيست. بطور مثال توليد کنندگان ذرت ، سويا ، گندم ، پنبه ، سورگوم و بادام زميني در Prairie Gateway  ( در امريکا ) نسبت به ديگر مناطق، سهم بالاتري از هزينه هاي عملياتيشان را هزينه انرژي تشکيل مي دهد که تا حد زيادي ناشي از هزينه هاي ابياري است.  هزينه بالاتر نهاده انرژي در اين ناحيه اساسا ناشي از هزينه سوخت اضافي براي ابياري است. اگر کاهش سطح زير کشت يا کاهش ابياري ميزان عملکرد را کاهش دهد قيمت هاي بالاي انرژي مي تواند توليد اين محصولات رادر ناحيه Prairie Gateway  کاهش دهد.

تغييرات در قيمت انرژي ممکن است اثر بزرگي بر توليد کنندگان عمده محصولات کشاورزي در منطقه جنوبي امريکا داشته باشد. به دليل اينکه در اين مناطق هزينه کود شيميايي سهم بسيار بالايي را در هزينه هاي کل عملياتي محصولات ذرت و پنبه دارد . بالا رفتن قيمت انرژي در صورتيکه کاهش سطح زير کشترا در بر داشته باشد  يا با کاهش استفاده از کود شيميايي باعث افت عملکرد شود مي تواند کاهش توليد را در برداشته باشد.

هزينه هاي مستقيم انرژي در عمليات توليد دام سهم کوچکي را شامل مي شوند بطوريکه در کشور امريکا  7-3 درصد از کل هزينه هاي عملياتي براي خوک ، محصولات لبني و گوساله ماده در سال 2004 را شامل مي شده است. بهر حال اين عمليات هاي توليدي ممکن است هزينه هاي انرژي بالاتري را بطور غير مستقيم و ناشي از هزينه هاي توليد محصولات خوراک دام متحمل شوند. چونکه هزينه خوراک دام تقريبا 60 درصد از کل هزينه هاي توليدي دامپروري را در بر مي گيرد ، از اين رو توليد کنندگان محصولات دامي چه خوراک دام را خريداري نمايند و چه ان را در مزرعه خود توليد نمايند بايد انتظار افزايش هزينه ها را داشته باشند.

برخي از فعاليت هاي توليدي کشاورزي در مصرف انرژي صرفه جويي مي کنند

فعاليت هاي توليدي معين ، تواناييها و وسايل زيادي را براي حفاظت از انرژي فراهم مي کنند. براي مثال ، کاشت پايدار فرصت هاي کليدي براي محافظت از انرژي هاي مستقيم و غير مستقيم فراهم مي کند. کاهش سطح زير کشت شامل کاهش مصرف سوخت مي شود بطوريکه تراکتورها به مقدار کمتري در مزرعه فعاليت مي کنند و از طرف ديگر بطور غير مستقيم باعث کاهش مصرف کود شيميايي مي شود. استفاده از روش هاي ابياري قطره اي کاهش هزينه هاي پمپاژ اب را در بر دارد و همچنين مي تواند باعث جذب مواد مغذي بصورت موثرتر شود. اما فوايد بيشتر در کارايي انرژي کشاورزي هنوز مي تواند در ارتباط با سطح زير کشت ، آفات ، مواد مغذي ، ماشين الات ، ابياري و مديريت خشک کردن محصولات مطرح باشد. محققان يک موسسه تحقيقاتي امريکايي با استفاده از امارهاي مربوط به محصول ذرت ( بعنوان يکي از محصولاتي که در امريکا بيشترين سطح زير کشت را بخود اختصاص داده و از نهاده هاي زيادي نيز استفاده مي کند ) به ازمون سطح سازگاري و استفاده از فعاليت هاي منتخب کاهنده انرژي براي ان پرداختند :

-                         کاشت پايدار : علاقمندي به کشت پايدار افزايش يافت. بطوريکه در سال 2001، در حدود 70 درصد از سطح زير کشت ذرت برخي از انواع پايندگي کاشت را استفاده کردند در حاليکه 26 درصد همچنان به شيوه معمول گذشته کشت شدند و 4 درصد نيز به روشهاي کاملا قديمي کشت شدند.

-                         آبياري با مصرف کمتر آب : بيشتر سطح زير کشت آبي مي توانست کاهش استفاده از انرژي را از طريق سيستم هاي کم فشار تجربه کنند. فقط يک سوم از زمين هاي کشت ابي ذرت از سيستم هاي کم فشار استفاده نمودند.

-                         مديريت نيتروژن : استفاده تجاري نيتروژن با ازمايش خاک و استفاده از روشهاي کاراتر مي توانست کاهش يابد. در حاليکه کود هاي شيميايي نيتروژنه تجاري تقريبا براي کليه سطح زير کشت ذرت کاربرد دارد ، کمتر از 30 درصد، از از ازمايش خاک براي تعيين ميزان نيتروژن استفاده نمودند. بيشتر از 20 درصد از سطح زير کشت، استعمال کم نيتروژن را در بر داشتند ، کمتر از 10 درصد، از نيتروژن بازدارنده استفاده کردند و کمتر از 30 درصد از کاربرد دوگانه نيتروژن بهره بردند . همچنين کمتر از 15 درصد از سطح زير کشت نيز، از کود حيواني استفاده کردند.

مثال هاي بالا نشان دادند سطح زير کشت در چه جاهايي مي تواند مصرف انرژي را کاهش دهد. بهر حال در

آن زمان که اين اطلاعات جمع اوري شد ، فعاليت هاي با مصرف بالاي انرژي ممکن بوده است که از نظر

اقتصادي کارا باشند. نهايتا افزايش هاي اخير در قيمت انرژي ممکن است منجر به تغيير در برخي فعاليت هاي

کشاورزي شود.

ادامه دارد ....