صفحه اول > تحلیل بازار >

 

افزايش قيمت انرژي (نفت) و تاثير آن بر توليد گندم(1)

افزايش قيمت انرژي عکس العمل شديد کشاورزان و جوامع روستايي را در بر خواهد داشت:

افزايش قيمت هاي انرژي ممکن است کشاورزان و روستاييان را به جايگزيني فعاليت هاي توليدي و همچنين تغيير در زندگي روزانه مجبور نمايد. اخيرا هزينه هاي مربوط به انرژي بطور مداوم در حال افزايش بوده است اما هم اکنون با سرعت کمتري به پيش مي رود. تخمين زده مي شود هزينه سوخت بين سال 2005 تا 2006 تا 12 درصد رشد داشته باشد که در مقايسه با افزايش 36 درصدي در سال 5-2004 بسيار کمتر مي باشد.

کشاورزان احتمالا در واکنش به افزايش قيمت انرژي فعاليت هاي کشاورزي که انرژي کمتري استفاده مي کنند را جايگزين فعاليت هاي پرمصرف مي نمايند و در اين شرايط، بخصوص وقتيکه اشتغال به کشاورزي به عنوان تنها منبع درامد خانوار مطرح است معمولا اشتغال خارج از بخش کشاورزي بعنوان منبع درامد ديگر مطرح مي گردد.

افزايش هزينه انرژي؛ حمل و نقل و سيستم گرمايشي خانوارهاي روستايي را نيز تحت تاثير قرار مي دهد. در همين ارتباط گفتني است که در اين حالت افزايش هزينه حمل و نقل در جوامع روستايي بيشتر از جوامع شهري نمود پيدا مي کند در حاليکه اين دو از نظر افزايش هزينه گرمايشي در شرايط تقريبا برابري قرار دارند.

اقتصاد امريکا بعنوان اقتصاد اول جهان با مصرف انرژي بسيار بالا و غير قابل مقايسه با ديگر کشورها در سالهاي دهه 1970 وقتي که با افزايش هزينه انرژي روبرو شد مجبور به افزايش کارايي انرژي در تمامي بخش هاي خود شد. توليد کنندگان بخش کشاورزي امريکا با جايگزيني سوخت هاي گران قيمت با سوخت هاي ارزان قيمت ، به سمت توليد محصولاتي که انرژي کمتري مصرف مي کنند پيش رفتند و بسراغ فعاليت هايي رفتند که امکان نگهداري و ذخيره انرژي در انها وجود داشت. در اين حالت " شدت انرژي " که بعنوان ميزان انرژي مصرف شده به ازاي هر واحد از محصول تعريف شده است ، بطور پيوسته و در طول زمان با کاهش روبرو شده که خود به دليل افزايش کارايي انرژي در بخش کشاورزي بوده و البته اين روند احتمالا ادامه پيدا خواهد کرد.

از سالهاي خيلي قبل، قيمت هاي اسمي انرژي بطور مداوم و يکنواخت افزايش پيدا کرده است اما قيمت هاي تعيين کننده در نرخ تورم تا سالهاي اخير تا حد زيادي بدون تغيير بوده اند. در بخش کشاورزي هزينه هاي انرژي براي بنزين ، سوخت موتورهاي ديزلي ، الکتريسيته و ديگر نهاده ها در طول زمان افزايش پيدا نموده و در ارتباط با محصولات عمده اي که توليد مي شوند متنوع شده اند. بهر حال وزارت انرژي امريکا پيشبيني کرده است قيمت نفت خام و بنزين در سال 7-2006 بترتيب 5 و 3 درصد کاهش داشته باشد  ، در حاليکه اين وزارتخانه انتظار دارد قيمت گاز طبيعي تا 6 درصد افزايش داشته باشد.

جوامع روستايي با مقوله هاي مختلفي در ارتباط با افزايش هزينه هاي گاز طبيعي و مواد نفتي مواجه هستند. همانطور که قيمت انرژي افزايش پيدا مي کند بهمان اندازه هزينه هاي حمل و نقل و سيستم هاي گرمايشي خانوارهاي روستايي افزايش پيدا مي کند. افزايش هزينه انرژي همچنين باعث مي شود افراد از تفريحات و گذراندن تعطيلات خود در مناطق روستايي به ميزان زيادي بکاهند بخصوص اين مساله در مورد روستاهايي که از مراکز خدماتي بزرگ و اشتغالزا بيشتر دور هستند، بيشتر مطرح مي باشد. از انجاييکه خانوارهاي روستايي حساسيت بيشتري نسبت به هزينه هاي حمل و نقل دارند ( بطور خلاصه به دليل فاصله بيشتري که بايد طي نمايند ) انها احتمالا بيشتر از ساکنان مناطق شهري از افزايش قيمت بنزين تاثير مي گيرند.

هزينه هاي انرژي براي کشاورزان با توجه به نوع کالا و منطقه متفاوت است

انرژي هايي که مستقيما در بخش کشاورزي مصرف مي شوند عبارتند از بنزين ، گازوئيل ، مواد نفتي مايع ، گاز طبيعي و الکتريسيته. اما انرژي هايي که بطور غير مستقيم در بخش کشاورزي استفاده مي شوند در غالب موادي مانند کود هاي نيتروژني هستند که بطور قابل توجهي مواد نفتي در ترکيبات و توليد انها دخالت دارند. بطور مثال از سال 1992 هزينه هاي مستقيم سوخت و الکتريسيته براي کشاورزان امريکايي بطور متوسط 7 درصد از کل هزينه هاي  عملياتي انها را تشکيل مي داده است. سوخت موتورهاي ديزلي و گازوئيل بطور وسيعي در امور کاشت، داشت ، حمل و نقل و برداشت مورد استفاده قرار مي گيرند. الکتريسته ، مواد نفتي مايع ، بنزين و گاز طبيعي اصولا در فعاليت هاي خشک کردن ، آبياري ، عمليات هاي مربوط به دامپروي و طيور ، فعاليت هاي لبني، همچنين فرآوري هاي درون بخشي و ذخيره کالاهاي فساد پذير مورد استفاده هستند. هزينه هاي ناشي از استفاده از انرژي هاي غير مستقيم، هزينه هاي انرژي را تا 15 درصد از کل هزينه هاي عملياتي افزايش مي دهند. کود شيميايي متضمن استفاده از مواد نفتي و گازي بعنوان ماده اوليه در توليد مي باشند زير گاز طبيعي نهاده اوليه توليد اين محصول است ( در واقع گاز طبيعي 90-70 درصد از هزينه توليد کود شيميايي نيتروژنه را شامل مي شود).

تاثير تغييرات قيمت انرژي بر توليد کنندگان وابسته به دو عامل است يکي هزينه هاي انرژي و ديگري که خيلي مهم تر است سهم انرژي در هزينه توليد است. حتي اگر کشاورزان مقدار بيشتري بابت انرژي هزينه کنند، اثر تغييرات هزينه روي سود کشاورز وابسته به اندازه معني داري سهم انرژي از کل هزينه ها است.

در اين بين اثر بالقوه ناشي از تغييرات در قيمت انرژي روي سود کشاورزان، براي توليد کنندگان غلات خوراک

دام و گندم بسيار بيشتر است. در حاليکه فعاليت هاي مربوط به گاو هاي پرواري به ميزان زيادي از سوخت

ملي را استفاده مي کنند اما هزينه انرژي کوچکي به ازاي هر کشاورز ( مزرعه ) را در بر دارند. بطور کلي

محصولاتي که بالاترين ميزان نهاده انرژي به ازاي هر واحد سطح را استفاده مي کنند بالاترين سهم هزينه

هاي عملياتي انها ناشي از نهاده انرژي نيست. در مقابل ( بطور مثال در آمريکا ) هزينه نهاده انرژي براي توليد

گندم در سال 2004 به اندازه 52 درصد از کل هزينه هاي عملياتي را در بر داشته است. ديگر کالاهايي که 

سهم بالايي ( 44 درصد و بيشتر ) از کل هزينه هاي عملياتي در انها مربوط به نهاده انرژي است بترتيب

عبارتند از گندم ، ذرت ، سورگوم  و جو دوسر.

ادامه دارد ....