|
صفحه اول > تحلیل بازار > |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
بررسي و تحليل مزيت نسبي منطقه اي گندم ( بخش ششم: استان اصفهان ) به دليل اهداف تعيين شده و ماهيت تحليل حاضر و همچنين فراهم بودن داده هاي اماري ، سه شاخص ديگر مزيت نسبي در اين مقطع از تحليل معرفي و ارائه مي گردد: د) LAI : شاخص مزيت در اشتغالزايي است كه به اشتغال يا ميزان كاربري نيروي انساني در كشت و توليد محصولات زراعي مربوط مي شود. شاخص LAI شدت كاربري نسبي يك محصول زراعي را در منطقه مورد نظر نسبت به كميت مشابه ان در كل كشور ارزيابي مي كند. اين شاخص را مي توان با استفاده از امار نيروي انساني ، مثلا كل نفر – ساعت يا نفر- روز كار در تمامي مراحل توليد اعم از كاشت ، داشت و برداشت مورد محاسبه قرار داد . شكل رياضي اين شاخص به صورت زير است : LAIir=(Lir/Lr)/(Lin/Ln) با فرض اين كه تفاوت قابل ملاحظه اي در بهره وري نيروي كار در توليد محصولات زراعي مناطق وجود نداشته باشد ، LAI بزرگتر از يك مي تواند به منزله نماگري از اشتغالزايي نسبي يك منطقه در توليد محصولات زراعي به دليل تفاوت در روشهاي توليد منطقه اي باشد. بعبارت ديگر در شرايطي كه LAI بزرگتر از يك باشد مي توان گفت كه ان محصول زراعي در منطقه از اشتغالزايي نسبي در مقايسه با ساير محصولات و در مقايسه با كشور بهره مند است. ه) شاخص LPAI را مي توان شاخص مزيت در بهره وري نيروي كار ناميد كه به مقايسه بهره وري نسبي نيروي كار در توليد يك محصول زراعي خاص مي پردازد. به دليل ماهيت محاسبه اين شاخص تفاوتهاي منطقه اي در اختصاص زمينهاي زير كشت يك محصول زراعي و عملركد توليد اين محصولات بر كميت اين شاخص تاثيرگذار است. به سهولت مي توان نشان داد كه شاخص بهره وري نسبي نيروي كار همان نسبت حاصل ضرب شاخص مزيت در عملكرد و شاخص مزيت در مقياس به شاخص اشتغالزايي نسبي است. بنابراين بهره وري نسبي نيروي كار با عملكرد نسبي و مقياس نسبي كشت نسبت مستقيم و با ميزان نيروي نسبي بكار رفته نسبت معكوس دارد. و) شاخص EAI شاخص مزيت نسبي اقتصادي يا كارايي نسبي اقتصادي در توليد محصولات زراعي است. اين شاخص در صورت وجود امار از طريق تفاضل هزينه و درامد محصولات زراعي قابل محاسبه است و نه تنها بيانگر تفاوت در عملكرد نسبي و مقياس نسبي زمين زير كشت يك محصول زراعي است بلكه معرف تفاوتهاي مناطق در قيمت نهاده هاي كشاورزي و محصول نيز هست. نكته مهم اينكه در محاسبه شاخصهاي فوق ، هر چه درجه تشابه و همگني بين محصول زراعي مورد نظر و گروه محصولات زراعي اي كه با ان مقايسه مي شود بيشتر باشد شاخصهاي مذكور از دقت و صحت بيشتري برخوردار خواهند بود. لذا در مقايسه نسبي يك محصول زراعي بهتر ان است كه متغير مربوط به ان محصول با متغير مشابه خود براي گروهي كه ان محصول به ان تعلق دارد مرتبط شود. بعنوان مثال در صورتي كه قرار است شاخصي از شاخصهاي مزيت نسبي گندم محاسبه شود مناسب است كه گندم با گروه غلات ( كه گندم به ان گروه تعلق دارد ) و نه با كل محصولات زراعي مقايسه شود.
نتايج بدست امده از شاخص هاي ارائه شده نتايج بدست امده بر اساس يك دوره زماني نسبتا طولاتي استوار است كه در نتيجه تاثير نوسانها و شرايط متغير جوي بر تصميمات توليد عملكرد و سوداوري اقتصادي را تا حد زيادي خنثي مي كند. به دليل اينكه گندم بايد در گروه غلات مورد بررسي قرار گيرد بطور كلي نتايج مربوط به مزيت نسبي گروه غلات در اينجا مورد بررسي قرار مي گيرد. نتايج مربوط به شاخصهاي مزيت نسبي ششگانه غلات در استان اصفهان ، اعم از كشت ابي و ديم در جدول شماره 1 اورده شده است.
جدول (1) مزيت هاي نسبي استان اصفهان در توليد غلات نسبت به كشور (1381-1361)
در تحليل اتي به بررسي نتايج بدست امده و مندرج در جدول شماره (1) خواهيم پرداخت . ادامه دارد ....
|