|
صفحه اول > تحلیل بازار > |
|
بررسي و تحليل مزيت نسبي منطقه اي گندم ( بخش چهارم ) برخي مطالعات كاربردي (ادامه) در يكي ديگر از تحقيقات انجام شده در مورد كشور چين پژوهشگران ( كارتر و همكاران ، 1991) به شناسايي و اندازه گيري مزيت نسبي منطقه اي در بخش كشاورزي اقدام كردند. فرضيه مورد ازمون در اين تحقيق عبارت بود از اينكه براي تعدادي از ايالتهاي منتخب چين ، سطوح نسبي زير كشت پنبه ( نسبت به غلات ) با عملكرد نسبي انتظاري يا بازده نسبي انتظاري تعيين مي شود. در اين راستا مشخص شد كه اگر در منطقه اي نسبت به ساير مناطق به طور نسبي عملكرد پنبه از عملكرد غلات بالاتر باشد پيش بيني نظري ان خواهد بود كه ان منطقه گرايش به تخصص در توليد پنبه دارد و پنبه بيشتري به دولت خواهد فروخت. در مطالعه فوق نسبت سطح زير كشت پنبه به غلات معيار مناسبي از درجه نسبي تخصص و همچنين نسبتهاي عملكرد در سال قبل بعنوان تقريبي براي عملكرد انتظاري در نظر گرفته شد. به دليل انتخاب پنبه و غلات در اين پژوهش ان است كه اين دو از محصولات عمده زراعي چين به شمار ميروند. بعلاوه به دليل انكه اين دو محصول در گذشته از واردات عمده چين بحساب مي امدند توليد انها توسط دولت چين مورد تشويق و حمايت قرار گرفته است. در اين مطالعه دور روش جهت ازمون فرضيه توليد بر اساس كاربرد رگرسيون خطي بود. مدل رگرسيون مربوط نشان داد هنگامي كه قيمت ها با گذشت ايام تغيير مي يابد مزيت نسبي يك ايالت در توليد پنبه يا غلات مي تواند بر حسب نسبت بازده توصيف شود. بر اساس اين مدل ، هم بهره وري فيزيكي نسبي زمين و هم قيمت هاي نسبي ، مزيت نسبي يك ايالت را در طول زمان مشخص مي كند. بنابراين تغييرات عملكرد نسبي وقيمت هاي نسبي هر دو از اين لحاظ اهميت پيدا مي كند كه هر ايالتي امكان مي يابد تا تصميماتي در باره تخصيص زمينهاي ابي خود به مقدار ثابت بين كشت پنبه وغلات اتخاذ كند. در مطالعه ديگري كه باز به كشور چين مربوط مي شود پژوهشگران (زي هانگ و همكاران ، 2000) در عوض بكارگيري امار جريان تجارت بين مناطق از مجموعه اي از نماگرهاي مستقيم توليد بهره جستند تا مزيت نسبي منطقه اي در توليد غلات اين كشور را ارزيابي كنند. اين نماگرها به دوو گروه تقسيم شدند. اگر چه هر دو گروه مزيت هاي نسبي منطقه اي در توليد محصولات زراعي را اندازه گيري مي كنند ، روش اندازه گيري انها بسيار متفاوت از يكديگر است. اولين مجموعه نماگرها منافع خالص اجتماعي(NSP) و هزنيه منابع داخلي را شامل مي شد. اين دو معيار خالص رفاه اجتماعي يك فعاليت توليدي را در مقابل هزينه هاي فرصت ان در قيمت هاي مرزي اندازه گيري مي كنند. NSP منفعت خالص اجتماعي حاصل از يك فعاليت اقتصاد را اندازه گيري مي كند و بعنوان تفاوت بين ارزش محصولات و هزينه هاي فرصت مرتبط با انجام ان فعاليت به اضافه اثار خارجي ( در صورت وجود ) تعريف مي گردد. با اندازه گيري قيمت هاي مرزي ، ارزش NSP منفعت خالص اجتماعي بالقوه حاصل از يك فعاليت را بر مبناي يك مقايسه بين المللي نشان مي دهد. لذا اين شاخص مي تواند نماگري از مزيت ( يا نبود مزيت ) نسبي ضمني براي ان فعاليت در نظر گرفته شود. قاعده ارزيابي به اين شكل است كه اگر NSPj كوچكتر از صفر باشد منطقه مورد بررسي داراي مزيت نسبي در فعاليت مذكور است و اگر بزرگتر از صفر باشد ، ان منطقه فاقد مزيت نسبي در فعاليت مذكور است. DRC هزينه هاي كل مورد نياز منابع داخلي براي يك فعاليت را جهت تحصيل (يا پس انداز) يك واحد ارز خارجي اندازه گيري مي كند. ضريب هزينه منابع داخلي (DRCC) از تقسيم DRC به قيمت سايه اي ارز خارجي به دست مي ايد. قواعد ارزيابي اين شاخص به اين شكل است كه اگر DRCCj كوچكتر از يك باشد منطقه مورد نظر داراي مزيت نسبي در فعاليت مذكور است و اگر DRCCj بزگتر از يك باشد ان منطقه در فعاليت مذكور فاقد مزيت نسبي است. مجموعه دوم نماگرهاي ارائه شده توسط لي (1997) و هانگ (2000) شاخصهايي را شامل مي شد كه در تحليل حاضر مورد استفاده قرار خواهند گرفت تا مزيت هاي نسبي منطقه اي در توليد محصولات زراعي مورد شناسايي و اندازه گيري قرار گيرد. اين مجموعه از نماگرها به صورت تفصيلي متعاقبا ارائه خواهد شد. بهر حال مطالعه اخير در مورد كشور چين نماگرهاي مزيت نسبي منطقه اي را در قالب دو گروه پيشگفته براي غلات عمده چين مانند ذرت ، گندم ، برنج و سويا محاسبه كرده است. به اين منظور امار هزينه فايد ه و امارهاي ديگر براي محاسبه NSP و DRCC در سال 1998 و براي هر يك از ايالتهاي منتخب چين مورد استفاده قرار گرفته است. در محاسبه نماگرهاي دسته دوم جهت كاهش اثار اب و هوايي و ساير اختلالات تصادفي از ميانگين متحرك سه سال عملكرد و سطح زير كشت استفاده شده است. اين مطالعه نشان داد كه كشور چين در توليد گندم و ذرت در سطح ملي مزيت نسبي ندارد اما در توليد برخ از انواع برنج داراي مزيت نسبي است . مضافا اينكه در سطح منطقه اي مزيت نسبي در توليد غلات نه تنها در بين ايالات بلكه بين انواع غلات نيز متغير بوده است. در تحليل آتي به بررسي مزيت نسبي گندم در منطقه اصفهان مي پردازيم.
ادامه دارد ....
|